چه گوارای بزرگ و فراموش نشدنی
چه گوارای بزرگ و فراموش نشدنی
بدون شرح
فرشته ابی!!!
معرفی عضو جدید وبلاگ اوای عاطفه

سلام من مهسا عضو جدید وبلاگ اوای عاطفه نویسنده وبلاگ و مدیر بخش ادبیات و دوستی و ارتباط و دوستی هستم امیدوارم که از مطالب من رضایت کافی داشته باشید با تشکر فراوان.

بدون شرح
حسرت دیدار
قدرت خالق در خلق ابشار نیاگارا
داری حال منو؟
کودک درون
قلب شنی
زیبایی غروب
ذوالقرنین

هرگز نخواب کوروش ای مهر اریایی

بی نام تو وطن هم نام و نشان ندارد

روز وداع خورشید زاینده رود خشکید

شاید دگر سپاهان شیر ژیان ندارد

وای چه سخته زندگی!!!
تو نیستی زکه ببینی؟
زندگی: ما میتوانیم
کوچلو چه خبر؟
محبت انتها ندارد
جنگ قدرت
تو کدوم پس کوچه....

تو کدوم پس کوچه اولین سلام

گنبد عشق و پر از ترانه کرد

تو کدوم محله اخرین وداع

غزلای عشق و غمگنانه کرد

شمع بزم محفل

شمع بزم محفل رندان شدن ذوقی ندارد

ای خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را

سوار بر اسب مراد
ای کاش تمام جنگ افزارهای جهان گلوله هاشون این جوری بود؟
به کدامین گناه؟؟؟
حقیقت
!!!!!!!!!!!
جوخه مرگ
و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد انکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ امده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

میتوان بودو نبود

میتوان در نبودن بود

میتوان خواست و نخواست

میتوان بردو نبرد

میتوان باخت و نباخت

اما نمیتوان گذشت و برگشت

اون که رفته یگه هیچوقت نمیاد

 

میشد از بودن تو عالمی ترانه ساخت!

کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت!

ای که برای با تو بودن باید از بودن گذشتن

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گرهم گله ای نیست دگر حوصله ای نیست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

دیریست که از خانه خرابان جهانم

بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست

در حسرت دیدار تو اواره ترینم

هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست

بی دل عاقل!
ورود ممنوع
Roz
عشق
شاید این جمعه بیاید ....
فاصله
هجران
نگاه
تعداد صفحات : 21