
سلام من مهسا عضو جدید وبلاگ اوای عاطفه نویسنده وبلاگ و مدیر بخش ادبیات و دوستی و ارتباط و دوستی هستم امیدوارم که از مطالب من رضایت کافی داشته باشید با تشکر فراوان.

هرگز نخواب کوروش ای مهر اریایی
بی نام تو وطن هم نام و نشان ندارد
روز وداع خورشید زاینده رود خشکید
شاید دگر سپاهان شیر ژیان ندارد

تو کدوم پس کوچه اولین سلام
گنبد عشق و پر از ترانه کرد
تو کدوم محله اخرین وداع
غزلای عشق و غمگنانه کرد

شمع بزم محفل رندان شدن ذوقی ندارد
ای خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را
میتوان بودو نبود
میتوان در نبودن بود
میتوان خواست و نخواست
میتوان بردو نبرد
میتوان باخت و نباخت
اما نمیتوان گذشت و برگشت
اون که رفته یگه هیچوقت نمیاد
میشد از بودن تو عالمی ترانه ساخت!
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت!
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گرهم گله ای نیست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو اواره ترینم
هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست