
کاشکی ان شب تیره همه کابوس نمیشد دل من کاخ خرابه جم و کاووس نمیشد
کاشکی همدم من این تب دلسوز نمیگشت در دلم راه نمیافت و محبوس نمیشد
سوختم در تب یک بختک و ای کاش که انگاه اب در چشم خیالم پر طاووس نمیشد
کاش بی عشق و صداقت شب و افسانه نمی بود یا اگر بود پر از طالع منحوس نمیشد
عصیان غرب